خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
265
نهج البلاغة ( فارسي )
بهترين دعوتكنندگان كه سخن خود به گوش همگان رسانيد ، مردم را به تقوا دعوت كرد . و آنكه سخن او دريافت ، بهترين درك كننده بود . پس دعوت كننده ، دعوت خويش به گوشها رسانيد و شنوندگان از آن دعوت رستگار شدند . اى بندگان خدا ، تقوا دوستان خدا را از ارتكاب حرامها نگه داشته و ترس از خدا را در دلهايشان نشانده است ، به گونه اى كه ، شبها بيدارشان مىدارد و وا مىداردشان كه روزهاى گرم را در تشنگى سپرى سازند . اينان راحت آن جهان را با رنج اين جهان به دست آوردهاند و اگر در اين سراى تشنهاند ، در آن سراى سيراباند . مرگ را نزديك انگاشتند و به انجام دادن عمل نيكو مبادرت ورزيدند و آرزوها را دروغ شمردند و مرگ را از نظر دور نداشتند . دنيا سراى فنا و رنج و دگرگونيها و عبرتهاست . سراى فناست ، زيرا كه همواره كمان خود را به زه كرده ، تيرهايش خطا نمىرود و زخمش بهبود نمىيابد . زنده را به تير مرگ مىزند و تندرست را به تير بيمارى و ، آن را كه رهايى يافته ، به تير شور بختى و ناتوانى . خورنده اى است سيرىناپذير و نوشنده اى سيراب ناشدنى . سراى رنج است ، زيرا آدمى گرد مىآورد آنچه را كه نمىخورد و بنا مىكند آنچه را كه در آن سكنا نمىگزيند . سپس ، مىميرد و به سوى خدا مىرود . در حالى كه ، نه از آن مال ، پشيزى با خود مىبرد و نه از آن بنا ، خشتى . سراى دگرگونيهاست ، زيرا يكى را بينى كه روزگارى بر نعمت و مال او رشك مىبردند و امروز به بيچارگايش ترحم مىكنند و يكى را بينى كه روزگارى بر بيچارگيش ترحم مىكردند و امروز بر نعمت و مالش رشك مىبرند . آرى ، اين ترحم به سبب نعمتى است كه از دستش رفته و فقرى است كه گريبان او را گرفته . دنيا سراى عبرتهاست ، زيرا انسان را آرزويى است و آن آرزو را روياروى مىبيند ، بناگاه مرگ در مىرسد و آرزو را بر باد مىدهد . نه ديگر آرزو فراچنگ مىآيد و نه آرزومند از چنگ مرگ رهايى مىيابد . منزه است خدا ، چه فريبنده است شادمانى دنيا و چه عطش افزاست سيراب كردنش و چه گرم است سايهء آن . آن را كه مىآيد باز نتوان گردانيد و گذشته را باز نتوان آورد .